پدر ریا کار
حکایت پدری ریا کار و عیالوار
آورده اند: پدری عیالوار فرزندان زیادی داشت که هر یک به مصیبتی گرفتار بودند
یکی فقیربود دیگری علیل و فرزندی دزد و پسری بنگی و بیکار و دختری بیوه و دختردیگری
رختشور و دختر کوچکتربخاطرفقر نا نجیب ... و خلاصه در خانه بساط درد و سفره غم گسترده بود.
اما بشنوید از پدر که تاجر بود و در آمدی زیاد و گنجی نهان داشت و بر زن و فرزندان سخت
میگرفت تا بمیرند ولی به دیگران و یا همسایگان بذ ل و بخشش بیحساب میکرد تا دیگران
بپندارند که او حاتم طائیست واز او تعریف کنند.
این مثل بدان آوردم که شما نظر دهید
مصطفا ـ ص ( تهران )
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۸۵ ساعت 22:38 توسط مهدی
|